اطلاعیه

دعوت نامه مراسم افطار

هو اللطیف

صدای ربّنا به جانم می­نشیند. دلم پر می­کشد برای لحظه لحظه با تو بودن . انگار بیشتر از همیشه کنار منی، تو را در آغوش می­گیرم و می­گویم:

ببین این تشنگی، این گرسنگی به خاطر توست.

و تو چه زیبا با کلام لطیفت روح عطشان مرا سیراب می­کنی.

می­گویی: ” این ماه، ماه میهمانی من است”.

میهمانی­ات چقدر بی­ریاست و چه مدبرّانه مرا به زیستنی ساده دعوت می­کنی. اما چه کنم که هی می­رسم کنار دانستگی امّا باز نداسته جاهلم!

وقت افطار بارها می­رسم به این که با همین چند لقمه ­ی  ساده هم می­شود زنده بود و زندگی کرد امّا پس چرا تمام عمر را برای بدست آوردنش هدر می­دهیم؟

و تو هم بارها جوابم دادی که: ” کانَ انسانَ ظلوماً جهولا! ”

پس هرسال برایم دوره می­کنی و دوره می­کنی صبر می­کنی و صبوری می­کنی شاید این کودک بازیگوش بفهمد، برسد قبل از  اینکه زمانش به اتمام برسد امّا …..

گوش کن :

 ” صدای ربّنا می­آید

       رمضان در راه است.”

 

مادر گرامی از شما و دختر عزیزمان دعوت می­شد تا در غروب چهارشنبه مورّخ 19/3/95 افطار را میهمان ما باشید.

ساعت حضور :

19:30

مکان :

مجتمع فرهنگی « مهدا»

مقطع:

ورودی های هفتم، هشتم و نهم سال تحصیلی 96-95